سعید زندی مقدم

وبلاگ شخصی

سعید زندی مقدم

وبلاگ شخصی

آخرین مطالب

امروز روز مهمی است،

زیرا اولین روز از باقیمانده عمر توست !!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۴ ، ۱۲:۰۹
سعید زندی مقدم

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم؛ حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند.
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم؛ آن گونه که هستند، نه آن گونه که می‌خواهم باشند.
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم؛ هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد.
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم؛ چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۴ ، ۱۲:۰۰
سعید زندی مقدم

آدم‌های خوب 
نه خاطره‌اند، نه تاریخ
بلکه حقیقت روزگارند!
و چون آفتاب می‌مانند 
چه آسمان ابری باشد چه صاف و روشن!
چه حاضر باشند و چه غایب
گرمای محبتشان، نوازنده‌ی دیدگان است.
داشتن آدم های خوب گنجینه زندگی است.

حواسمان به آدم های خوب زندگیمان باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۰۴ ، ۰۹:۳۸
سعید زندی مقدم

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟!

 

و حالا یک شعر طنز از : مجید رحمانی صانع

 

صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را

نیکی چه بدی داشت ...! که دیدی ثمرش را !

هر کس به تو بد کرد، نیاور تو به رویش

در فرصت مطلوب درآور پدرش را

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۴ ، ۱۳:۳۳
سعید زندی مقدم

... گر کیمیا دهندت بی معرفت گدایی  

    گر معرفت خریدی بفروش کیمیا را...

شعر کاملش در ادامه مطلب...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۰۴ ، ۱۲:۵۹
سعید زندی مقدم

آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟

بی‌وفا؛ حالا که من افتاده‌ام از پا، چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگ‌دل؛ این زودتر می‌خواستی، حالا چرا؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۰۴ ، ۱۳:۳۹
سعید زندی مقدم

از دشمنی نترس که ...

آشکارا بر تو حمله می کند،

از دوستی بترس که فریبکارانه تو را در آغوش می‌کشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۰۴ ، ۱۱:۰۶
سعید زندی مقدم

 

صبح ڪه می شه، دنبال اتفاقات خوب بگرد،

دنبالِ آدم هایِ خوبی ڪه حالِ خوبت را با لبخند هاشون به روزگارت سنجاق ڪنی ،

یڪ روزِ خوب، اتفاق نمی افته. ساخته می شه...

بریم کنار هم، روزمون و شیرین بسازیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۰۴ ، ۰۹:۱۴
سعید زندی مقدم

چاه است و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب

تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش

چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود

بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۰۴ ، ۱۹:۵۲
سعید زندی مقدم

مشتاق باش! اما نه چندان جدی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۰:۱۳
سعید زندی مقدم